شازده کوچولو های خاله

عكس ...عكس...عكس...

سلام خوبين؟ واقعا شرمندم كه اين قدر دير شد آخه اصلا حس نت اومدن نداشتم ولي خوب دلمم براتون تنگيده بود! حالا اومدم از هاني و رضا چند تا عكس بذارم البته اگه موفق بشم راستي ماه رمضون هم كه اومده نماز و روزه هاي همتون قبول باشه     اينا هم عكس هاي هاني بعد از حموم!     فعلا باي راستي نظر فراموش نشه! سلام...............حال و احوالات؟ واي چه شب هايي رو پشت سر گذاشتيم!شب هايي كه شايد كل سرنوشتمون رو تغيير مي داد.شايد بهترين  شب هاي سال!اميدوارم هم ديگر رو فراموش نكرده باشيم حالا اينا رو كه بي خيال شيم راستش چند شب قبل از احياها رفتيم  دوباره پارك ملت و دو تا وسيله...
2 شهريور 1390

هاني و رضا

شنبه مامانم بعد از يه هفته اومد خونه و بالاخره دل از نوش كند ولي از اونجايي كه رضا نمي تونست دل از ماماني بكنه عصر با مامانش اومدن خونمون تا چند روزي مهمونمون باشن.هاني و مامانش هم اومدن و هاني من واسه اولين بار پسر خالش رو ديد ولي با اون مثله يه اسباب بازي،بازي مي كرد و هي مي خواست بگيره تو بغلش! هر چي ما دعواش مي كرديم انگار نه انگار!به گوشش نمي رفت و كار خودش رو مي كرد البته نگذريم كه كاملا مي فهميد كه هوو سرش اومده و از فردا محبت ها بهش كم رنگتر ميشه واسه همين بهش يكم حسادت مي كرد.خوب بچس ديگه،طاقت كم شدن محبت نداره.حالا چندتا عكس از ديروز رضا و هاني ميذارم تا شما هم واسه اولين بار رضا رو ببينين! و حالا رضا لختش قشنگه!!! ...
2 خرداد 1390
1